چند روزی جوری شدم تا با کسی حرف بزنم یا حوصلش ندارم یعنی دیگه حرفی نمونده که بزنیم مخصوصا با دوستان دانشگاه آخه هفت ترمه با همیم ،الانم هر حرفی بزنیم یا تکراری یا حرفای روتین مزخرف دانشگاه و استخدام
و همچنین اگه با داداشم حرف بزنم اعصابم خورد میشه حالا مهم نیست حق با کیه (که فک کنم با منه)
و در آخر حس دلتننگی که دارم ،انگار تنهایی و دور بریاتم هم نیستن که آدم بدونه حرف دلش بزنه ،آروم بشه،مثلا همین رفییق که دوسال آشنا شدم هر وقت من بهش پیام دادم ،جوابمو میده و اگه پیام ندم به مدت طولانی خبری ازش نیست،آخه کسی نییست بهش بگه اخه تو که اضهار دوستی و لطف میکنی پس چرا اینجوری هستی،در آخرین مورد پس دادن پیغام جوابشو دادم گفتم وقت داری همدیگرو ببینیم الا ن سه روزه خبری از جوابش نیست و ۹۰٪احتمال میدم خونده و جواب نمیده
آره تنهایی و بی کسی درد بدیه ، ولی نمیدونم با خدا چند چندم
خدا جون به قرآن دوست دارم اگه چیزی باعث دوری ما شده به بزرگیت و مهربونیت از من دل نکن که تو تمام وجودمی یا ارحم راحمین-ختم کلام یا علی
برچسب: دلتنگی و تنهایی,متن دلتنگی و تنهایی 92,دلتنگي و تنهايي,اس دلتنگی و تنهایی,عکس دلتنگی و تنهایی,متن دلتنگی و تنهایی,پیامک دلتنگی و تنهایی,تصاویر دلتنگی و تنهایی,مطالب دلتنگی و تنهایی,اشعار دلتنگی و تنهایی,
نویسنده: پرهام اسماعیلی
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 10:40