عجب زندگی تو این سه ماهی که مطلب نگذاشتم
افتاد.از یک سیر یکنواخت یهو سیل
اتفاقات جریانات برام پیش اومد از دو سه برابر شدن پولام....سفر شمال با عمه ام....سفر مشهد با همکارام که چقدر هم به یادماندی شده برام....از پیگیری لحظه به لحظه اخبار اقتصادی...تغییر عنوان شغلیم که به هم تحمیل شد و امیدوارم پایان خوشی داشته باشه...از خطر بزرگی که از بیخ گوشم گذشت(دزدی) خدا رو شکر.
و من هنوزم به بزرگیش پی نبردم که اگه میشد چقد بدبختی داشتم و ....
انشاالله اگه وقت داشتم(میدونم آخرشم نمینویسم) توضیحشو میدم.
فعلا...یا علی به خودم.
برچسب:
نویسنده: پرهام اسماعیلی
تاريخ: پنجشنبه
25 بهمن
1397 ساعت: 3:42